الشيخ الصدوق ( مترجم : فهري )
237
الخصال ( فارسي )
ابن عباس گفت : اى عمرو و دهان بسخن باز كرد كه معاوية دست دراز نموده بر دهان ابن عباس نهاد و گفت اى ابن عباس ترا سوگند مىدهم كه بس كن چون خوش نداشت كه اهل شام گفتار ابن عباس را بشنوند و آخرين جمله اى كه ابن عباس بعمرو گفت اين بود كه اى بندهء نكوهيده دور شو اين بگفت و از يك ديگر جدا شدند . ( چهار صفت منشأ همهء گناهان است ) 36 - محمد بن ابى عمير گويد : در تمام دوران رفاقتم كه با هشام بن حكم داشتم سخنى بهتر و پر بهره تر از اين سخن كه در بارهء عصمت امام بود از او نشنيدم : روزى از او پرسيدم كه آيا امام معصوم است ؟ گفت : آرى گفتم : نشانهء عصمت در او چيست ؟ و بچه بايدش شناخت ؟ گفت : حقيقت اينكه همهء گناهان چهار منشأ دارد و پنجم ندارد . آز ، رشك ، خشم ، خواهش نفس ، و هيچ يك از اينها در امام نيست امام را نشايد كه بر اين دنيا حريص باشد زيرا همهء آن به زير نگين او است كه او خزانه دار مسلمانان است پس چرا حريص باشد و او را نشايد كه رشك برد زيرا انسان فقط بر بالاتر از خود رشك مىبرد و كسى بالاتر از امام نيست پس چگونه روا است كه بر زير دست خود رشك برد و او را نشايد براى هيچ يك از كارهاى دنيا خشمناك گردد مگر آنكه خشمش براى خداى عز و جل باشد زيرا خداى عز و جل اجراى احكام را بر او واجب كرده آن چنان كه نه سرزنش كسى در او تأثير كند و نه در اجراى احكام